محمد بن محمود دهدار شيرازى
51
شرح خطبة البيان ( فارسى )
تشخّص به فضاى پيشگاه حقيقت خود نقل نمود از جام شهود ذات سرمست شده نقل مجلس قدم آيينش ذكر بعضى از آن « 1 » احوال قرون اولى است چنانچه از زبان حقايق بيان امام العالم و سرّ الوجود - سلام اللّه عليهم - در اين خطبه ظاهر شده و از مستقبل نيز شمّهاى بيان مىنمايد چنانچه در خطبه ملاحم مذكور است و همانا كه سبب ورود اين خطبه بر آن لسان كه قلم أعلى است اين تواند بود كه ذوى العقول الضّعيفة ورثه را معذور « 2 » دارند چون اطّلاع بر اين خطبه يابند و بدانند كه آن كمّل بوارثه امام الموحّدين و قائد الغرّ المحجّلين سرّ اللّه فى العالمين ليث بنى غالب على ابن ابى طالب عليه السّلام اين خبر مىدهد چنانچه به كميل « رض » گفت كه « و لكن يترشّح « 3 » عليك ما يطفح منّى » و مراد اينجا به ورثه كمّل آنست كه سرّ « 4 » حقيقت ايشان در تمام ادوار شده باشد نه آنان كه مختص به بعضى يا « 5 » به يكى باشند چه هر كاملى از مقدار سير « 6 » دور حقيقت خود آگاهى مىيابد و به قدر تحقّق خود « 7 » در مقامات « 8 » ادوار از حال و مقام خود خبر مىدهد و جمعى كه صاحب حقيقت جمعيّت « 9 » كلّىاند بوراثت حضرت على ابن ابى طالب عليه السّلام مر ايشان را عطا شده آگاهى از تمام سوابق و لواحق مىيابند و اگر عقل ضعيف گويد كه چگونه شخص بشرى را اينگونه « 10 » از علم ميسّر شود گوئيم كه منجّمى مثل جاماسب « 11 » احوال لاحق تا آخر الزّمان از روى علم به قرانات كواكب كه مظاهر اسمااند و احكام آنها را « 12 » تمام نوشته و الى الآن تمام مطابق آمده « 13 » و هرگاه از روى نجوم اطلاع بر لواحق توان يافت چرا از روى حقيقت و تحقّق باسماء كه مؤثّرات « 14 » نجوماند خبر از حال سابق و لا حق خود و عالم چنين كمّل را حاصل نشود و حال آنكه علم ايشان
--> ( 1 ) - د : از آن قرون . ( 2 ) - ر ض : معضور . ( 3 ) - ر ض : يرشح . ( 4 ) - ر ض : سرّ . ( 5 ) - ر ض : تا . ( 6 ) - د : سير بر . ( 7 ) - ر ض : « خود » را ندارد . ( 8 ) - د : مقام . ( 9 ) - د : حقيقت كلىاند . ( 10 ) - ر ض : اين نوع . ( 11 ) - ر ض : جاماس . ( 12 ) - ر ض : « را » را ندارد . ( 13 ) - د : « آمده » را ندارد . ( 14 ) - ر ض : مؤثر است و نجوماند .